حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

421

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

وى ببصره بود ، گفتند ببغداد رود اما بواسط رفت و باز ببصره بازگشت و نام او را از خطبه برداشتند و بنام برادرزاده‌اش ابو كاليجار فرزند سلطان - الدوله كردند كه در كرمان به پيكار ابو الفوارس عموى خويش بود و جلال الدوله در غيبت او ببغداد رفت و خطبه را بنام خويش كرد . بگفته ابو الفدا قادر ، جلال الدوله را كه ببصره بود ببغداد خواند . كه فتنه و غارت شده بود كه سلطان در آنجا نبود و او به رمضان سال 418 به بغداد رفت و خليفه به استقبال وى رفت و پيمان كردند و در بغداد مقام گرفت . نفوذ تركان در اين دوران بيشتر شده بود و در عزل و نصب اميران بويهى نيز دخالت ميكردند و از آنها مىخواستند تا بوفادارى و طاعت ايشان پيمان كنند . و خليفه جز انجام مقاصد ايشان كارى نمىتوانست كه در كف ايشان تيغ بود . از اينرو تركان بهر بهانه فتنه ميكردند و مال و مقررى بيشتر ميخواستند . بسال 419 در بغداد بر جلال الدوله بشوريدند و خانه او و كسانش را چپاول كردند و شمشهاى طلا و نقره كه براى سكه آماده بود بغارت رفت و جلال الدوله را در خانه‌اش حصارى كردند و آب و آذوقه از او ببريدند و اهل خانه‌اش با آب چاه و ميوه باغچه گذران كردند و چون كار سخت شد خليفه دخالت كرد و جلال الدوله را با سران سپاه وفاق داد اما اين وفاق روزى چند بيش نبود و باز آشوب كردند و جلال الدوله بناچار فرش و اثاث و خيمه خويش را بفروخت و بهاى آن را بر سپاهيان پخش كرد . مشكلات جلال الدوله منحصر بآشوب تركان نبود ابو كاليجار پسر سلطان الدوله نيز با او در افتاد و اميران عراق را استمالت كرد و بصره را بگرفت و سپس بر واسط استيلا يافت ، جلال الدوله نيز به اهواز تاخت و در غياب ابو كاليجار آنجا را چپاول كرد و سپاه دشمن را بشكست و واسط و سپس بصره را بازگرفت . قادر در ذيحجه 422 بمرد ، دوران خلافتش چهل و يكسال و سه ماه بود و با وجود